غلامحسين رضانژاد
608
تمهيد المبانى يا تفسير كبير بر سوره سبع المثانى
ميباشد ، ودر حقيقت آن اسم ، سبب وجود عيني خاصّ موافق با حقيقت خود بوده واز ذات الهى براي ظهور خود ، مظهرى مناسب ميخواهد ، وخداوند اوّلا بفيض أقدس ، وجود مطلوب اسم را در عالم علم وثانيا بفيض مقدّس در عالم عين وخارج ، ظاهر وايجاد ميكند واين امر ، چيزى جز تعلّق رحمت وعنايت حقّ به أعيان ممكنات نيست ؛ زيرا خداوند برحمت شامل وعنايت كامل خود ، خواستههاى وجودي وكمالات هر عيني را بدو مىبخشد وپيش از رغبت آن عين بوجود وتحقّق خارجي ؛ نخست آنرا در حضرت علم وسپس با ايجاد آن در خارج - طبق خواست آن وجود علمي - پرداخته ومظهر اسم خواهان وجود را بمنظور تحقّق رب ومربوب واتّحاد نهائي آنها پديدار كرد وبعبارت ديگر : پس از ظهور در مرتبهء علم از فيض أقدس يا أحديّت ، عين خارجي خواهان وجود را با همهء مقتضياتش تحقّق بخشيده واسم ظاهر در مظهرى كامل الوجود نمايان شد ، وبهمين مناسبت گفتيم كه رحمت امتنانى وسريانى حضرت حقّ بلحاظ وجود وحكم ، داراى آنچنان گسترهايست كه جميع أشياء را از قديم تا حادث وامر تا خلق ومعقول تا محسوس ، از جمله غضب را كه داخل در حقيقت شيئى بودن است فراگرفته وهيچچيز ، حتّى نفس حضرت حقّ از شمول آن خارج نميباشد ، ونخستين مرحوم ذاتي برحمت شاملهء حقّ ، نفس خود اوست ، ومراد از كريمهء : وَآتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَإِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها همين است كه آنچه أعيان موجودات در عالم علم از خداوند مسئلت كردند وهريك بر طبق استدعا واستعداد اسم مربّى خود وجودي خواستند ؛ خداوند ، هم در علم ثابت در ذات وهم در وجود خارجي ، مطلوب آنانرا اعطاء فرمود ، واگر در مقام شمارش نعمتهاى الهى بر خود برآييد ؛ چون از حدّ شمار بيرون است ، امكان شمارش آنرا نداريد . پس خداوند تعالى ، هم رغبت وخواست را در عين ثابت نهاد وهم طبق استعداد آن بوجود علميش تحقّق عيني داد وبمعدوم خارجي ، اعطاء وجود كرد ، ونخستين أثر رحمت وجودي در آنها همين صلاحيّت قبول جودي بود كه استعداد ناميده ميشود ؛ وبعبارت ديگر خداوند در آنها تجلّى ذاتي بظهور در حضرت علم كرده ودادن استعداد مزبور ، رحمتي بود بر آنان ، زيرا أعيان مزبور پيش از طلب استعدادي ، نه در علم ونه در عين ، داراى وجودي نبودند ، واوّلين چيزى كه مشمول آنرحمت گرديد ؛ نفس حقّ بود وسپس أعيان ثابته در حضرت علم ودر نهايت ، عالم عين وخارج ، وبا اينكه حكم ايجادى در نفس أعيان احاطه وشمولى نداشت ؛